معنی گاوهو کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) راندن و بانگ زدن بر گاو هنگام شیار: کشاورز و گاو آهن و گاو کو کجا در چنین ده کند گاو هو. نظامی (اقبال نامه چ وحید ص ۱۹۷).
کلمات همقافیه با «گاوهو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر