معنی گاومخل
5 بازدید
[ مَ خَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد، واقع در ۹۰۰۰گزی شمال باختر جوی زر و ۱۰۰۰ گزی شوسهٔ شاه آباد به ایلام. دشت، سردسیر، دارای ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ گنگیر، محصول آنجا غلات، برنج، توتون، لبنیات، حبوبات، شغل اهالی زراعت، گله داری. زمستان به گرمسیر غریب دیوان و حدود سومار میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گاومخل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خل» برای سرودن شعر