معنی گاوماهی
7 بازدید
(اِخ) (افسانه) گاوی که پای بر پشت ماهی دارد و زمین بر پشت گرفته. حیوانی است در افسانه ها گویند کرهٔ ارض بر پشت او ایستاده است : ز زخم سمش گاوماهی ستوه بجستن چو برق و بهیکل چو کوه.فردوسی. و اگر بر زمین نگریستی تا پشت گاوماهی ملاحظه کردی. (مجالس سعدی). - تا گاوماهی؛ تا آنسوی زمین : شمشیر علی بروز خندق از عمرو گذر کرد و زمین را بشکافت و به گاو ماهی رسید. (داستان).
کلمات همقافیه با «گاوماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر