معنی گاودوشه
5 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) ظرفی باشد که در آن شیر دوشند. (برهان). محلب. علبه. ملبن. (منتهی الارب): خصم خر تو چو گاودوشه از فاقه دو دست بر سرآمد. حکیم روحی (از جهانگیری). ... عمربن الخطاب فعلق الهلالین المحمولین الیه من فتح المدائن مع الگاودوشه. (الجماهر بیرونی چ دکن ص ۶۷).[ شِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در ۱۸ هزارگزی جنوب فریمان سر راه مالرو عمومی فریمان به شهر نو، کوهستانی، هوا معتدل، دارای ۲۶۲ تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، پنبه، شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گاودوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر