معنی گاودوش
4 بازدید
(اِ مرکب) ظرفی باشد سر آن گشاده و بُن آن تنگ که شیر گاومیش و گاو در آن دوشند و آن را به عربی علبه و محلب خوانند. و طغار دیوارهٔ بلندی را نیز گفته اند که لوله یا ناوی مانند جرغتو داشته باشد. گاودوشه. (برهان). ظرفی است که آنرا دوشه نیز گفته اند. (آنندراج). آنین، گویس، گاویش، گویشه، تغار، گویسه، شیردوشه، گودوش : <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۹۱۵۰۱>... وی گفت بخنده اشرف خورازن ای لاک دهانت گاودوش کس من بسیار بگاه خنده مگشای دهن بی تیغ مبادا سرت افتد از تن. ؟ (از جهانگیری). || (نف مرکب) دوشندهٔ گاو. آنکه گاو دوشد.
کلمات همقافیه با «گاودوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر