معنی گاوانکلا
4 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در ۲۴ هزارگزی جنوب باختری شاهی و ۱۰ هزارگزی باختر شیرگاه، دامنه، معتدل مرطوب مالاریائی، دارای ۱۰۷۰ تن سکنه. زبان مازندرانی و فارسی. آب آن از رودخانهٔ بابل. محصول آنجا برنج، نیشکر، ابریشم، غلات، کتان، صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و نخی است. راه آن مالرو است. تابستان گله داران به ییلاقات سوادکوه و بندی میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «گاوانکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر