معنی گاوآب
6 بازدید
[ وْ ] (اِ مرکب) جل وزغ. جامهٔ غوک و آن چیزی باشد سبز مانند نمد که در روی آبهای ایستاده بهم رسد و به عربی ثورالماء و طحلب خوانند. (برهان). جلبک. پاره ای گیاهها که در دریاها و دریاچه های شیرین یا شور بر روی یا تک آب روید.
کلمات همقافیه با «گاوآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر