معنی گاهنگان
5 بازدید
[ هِ ] (اِ) کاهکشان و آن چیزی باشد سفید که شبها در آسمان نماید به عربی مجره خوانند. (برهان) (آنندراج): جمال لعل وش خواجه در عماری سیم چنانکه ماه رود در طریق گاهنگان. حکیم زجاجی (از شعوری). ظاهراً مصحف کهکشان است. (برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «گاهنگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر