معنی گاهبد
6 بازدید
[ بَ / بُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) صیرفی. قسطار. قسطر. صراف. گهبد. جهبذ. || خزانه دار. رجوع به کهبد در برهان قاطع چ معین شود.
کلمات همقافیه با «گاهبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر