معنی گانیمد
5 بازدید
[ مِ ] (اِخ) شاهزادهٔ ترویای پسر ترُس و کالیروئه پسر زاوش [ زئوس ] بشکل عقابی درآمد و او را درربود و سمت شربتداری خدایان داد.
کلمات همقافیه با «گانیمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر