معنی گامه
6 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص نسبی) (از: گام، قدم +-ه، نسبت) در ترکیب آید: چهارگامه. چارگامه. رجوع به چهارگامه و چارگامه شود.[ مِ ] (فرانسوی، اِ) صلیبی که چهار شاخهٔ آن به شکل گاما خمیده شود. رجوع به صلیب شکسته شود.
کلمات همقافیه با «گامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر