معنی گالبنگ
7 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) گیاهی است که در ایام بهار از میان زراعت گندم و جو روید و غوزه دار و کنگره دار مانند غوزهٔ لاله و در درون آن چند دانهٔ گندم نارسیده و خوردن آن مستی آورد. اگر بیشتر خورند مردم را بیشعور کند و دیوانه سازد. (برهان). و بخاطر میرسد که به کاف تازی باشد و معنی ترکیبی بنگ خام یعنی بنگ صرف. (رشیدی، از حاشیهٔ برهان چ معین): تا بنگ و گال بنگ به دیوانگی کشند دیوانه باد خصم تو از بنگ و گال بنگ. سوزنی. گر بی هنر ز خست طبع لئیم خویش آید به پیش مهر گیا برگ گالبنگ آری عجیب نیست چنین ها از آن کسی کس ساخته است مغز خر و گال بنگ و دنگ. درویش علی (از جهانگیری). رجوع به اراقوا و اراقو شود.
کلمات همقافیه با «گالبنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر