معنی گاز زدن
6 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) دندان زدن. دندان فروکردن. فروبردن دندان. بریدن با دندان جزئی از چیزی را برای خوردن: خیار را گاز زدن، سیب را گاز زدن.
کلمات همقافیه با «گاز زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر