معنی گازبر
6 بازدید
[ بُ ] (اِخ) دهی است از مرکز دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت. واقع در ۱۴۳ هزارگزی شمال خاوری کهنوج سر راه مالرو کهنوج. ریگانی. کوهستانی، گرمسیر، دارای ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، خرما. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفهٔ فرامرزی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گازبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر