معنی گاریچی
6 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) کسی که گاری میراند. دارندهٔ گاری. آنکه با گاری اشیاء را حمل کند.(اِخ) دهی است از دهستان ستخواست بخش اسفراین شهرستان بجنورد، واقع در ۵۰ هزارگزی باختر اسفراین. جلگه، معتدل، دارای ۴ تن سکنه. زبان کردی. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت است، راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گاریچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر