معنی گارگامل
8 بازدید
[ مِ ] (اِخ) زوجهٔ گران گوزیه و مادر گارکان توا قهرمان کتاب رابله . او بسیار فربه بود و اشتهای خارق العاده ای داشت. رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «گارگامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر