معنی گاراژداری
7 بازدید
(حامص مرکب) عمل گاراژدار. گاراژ داشتن. به کار گاراژ پرداختن. رجوع به گاراژ و گاراژدار شود.
کلمات همقافیه با «گاراژداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر