معنی گادن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) آرامیدن مردی با...، جماع کردن : به داد و به گاد است میل تو لیکن به دادن سواری به گادن پیاده.سوزنی. اسم مصدر آن گایش، و صیغهٔ امر آن گای است. رجوع به گائیدن شود.
کلمات همقافیه با «گادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر