معنی کیکیهان
6 بازدید
[ ] (اِ) قرقیهان. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و او را کیکیهان خوانند، گرم و خشک است... (الابنیه چ دانشگاه ص ۲۵۴). رجوع به قرقیهان شود.
کلمات همقافیه با «کیکیهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر