معنی کیچ‌کیچ

معنی کیچ‌کیچ

6 بازدید
(ص مرکب، ق مرکب) به تفرقه. بهره بهره. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۷۱). کوچک کوچک و خردخرد و اندک اندک و آهسته آهسته. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). [ به کاف، به یاء کشیده ] قسطقسط. جزءجزء. به تفاریق. کم کم. به اقساط. کم کم. مقسطةً. بهره بهره. مقابل جملگی. در نسخهٔ حسین وفا به نقل سروری کنج کنج (با نون)، در نسخهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی کبج کبج (با باء) و در برهان تنها کیچ کیچ از کوچک کوچک گرفته ولی کیچ کیچ ممکن است از کبچه کبچه آمده باشد که کفچه کفچه باشد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو بتا به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی . رودکی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ممتع بنان تو و جامهٔ تو چه از جمله جمله چه از کیچ کیچی. سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فَذََلک شد شمار خدمت من بر او از جملگی و کیچ کیچی . سوزنی (از یادداشت ایضاً). || پراکنده و پریشان. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «کیچ‌کیچ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یچ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید