معنی کیومورثی
5 بازدید
[ کَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به کیومرث : نگشتی ز راه کیومورثی هم از راه هوشنگ و طهمورثی.فردوسی. رهش دین یزدان کیومورثی نژاد و بزرگیش طهمورثی.اسدی. رجوع به کیومرث شود.
کلمات همقافیه با «کیومورثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر