معنی کیه
7 بازدید
[ کَ یْ هْ ] (ع مص) په کردن گفتن کسی را تا بوی دهن او دریافت گردد. (از منتهی الارب): کاهه کیهاً؛ هه کردن فرمود او را تا بوی دهن او را دریابد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ کَ ی یِ هْ ] (ع ص) مرد به ستوه آمده از حیله و فریب خود که کسی بدو توجه نکند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به ستوه آمده از حیلت خویش که وی را از آن فایدتی نباشد، و گویند کسی که او را حیلت و تصرفی نباشد. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ج ۹ ص ۴۱۰).[ یَ / یِ ] (اِ) نوعی از علک رومی است که مصطکی باشد. (برهان) (آنندراج). مصطکی را گویند. (فرهنگ جهانگیری). مصطکی همان کیه است، و آن را علک الروم و علک رومی نیز گویند، و نوعی از آن سیاه است که مصطکی نبطی نامیده می شود. نام کیه محل اصلی این نهال را تعیین می کند و آن جزیرهٔ کیو (کئوس) در مجمع الجزایر یونان است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). مأخوذ از کیو نام جزیره ای که منشأ این گیاه بوده است. علک رومی. علک الروم. مصطکی . (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر