معنی کینگذار
6 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) کینه کش. (آنندراج). منتقم و انتقام کشندهٔ بدیها و زیانها. (ناظم الاطباء). انتقامجو: به نزد بهو نامهٔ کین گذار بفرمود پرخشم و پرکارزار.اسدی. || کسی که دارای خشم بسیار باشد و طالب پاداش بدیها بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کینگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر