معنی کینهکشی
6 بازدید
[ نَ / نِ کَ / کِ ] (حامص مرکب) انتقام و تلافی بدیها. (ناظم الاطباء). انتقامجویی. کینه ورزی: نقمة؛ کینه کشی. (منتهی الارب): چون خواهش یکدگر شنیدند از کینه کشی عنان کشیدند.نظامی. و رجوع به کینه کش (نف مرکب) شود.
کلمات همقافیه با «کینهکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر