معنی کینشین
6 بازدید
[ کَ / کِ نِ ] (نف مرکب) آنکه بر جای کیان نشیند. آنکه جانشین شاهان بزرگ است : سزد گر بود نام او کی پشین که هم کی نشان است و هم کی نشین. نظامی (اقبالنامه چ وحید ص ۳۱).[ کَ / کِ نِ ] (اِخ) مصحف کی پشین است. (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین ص ۳۵۲). رجوع به کی پشین شود.
کلمات همقافیه با «کینشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر