معنی کیمه
6 بازدید
[ مِ ] (اِخ) قریه ای است یک فرسنگ و نیمی مغرب رام هرمز. (فارسنامهٔ ناصری). دهی مرکز دهستان شهریاری است و در بخش رام هرمز شهرستان اهواز واقع است و ۳۴۰ تن سکنه دارد که از طایفهٔ لر و عرب هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کیمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر