معنی کیمنش
5 بازدید
[ کَ / کِ مَ نِ ] (ص مرکب) صاحب طبع شاهانه. شاه طبیعت. بزرگ منش : چنین داد پاسخ که ای کی منش ز تو دور بادا بد بدکنش.فردوسی.[ ] (اِخ) بنابه قول ابوریحان پسر کیقباد و جد کی لهراسب بوده است اما حمزهٔ اصفهانی و مسعودی کیفشین (کی پشین) نقل کرده اند. (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین، متن و حاشیهٔ ص ۳۲۲). رجوع به کیفشین و کی پشین شود.
کلمات همقافیه با «کیمنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر