معنی کیلین
5 بازدید
(اِخ) قریه ای است در شش فرسخی ری در نزدیکی قوهدالعلیا و بازاری موسوم به کیلین دارد. (از معجم البلدان). در ناحیت فشابویه سی پاره دیه است، کوشک و علیاباد و کیلین و جرم و قوج اغاز معظم قرای آنجاست. (از نزهة القلوب ص ۵۴).
کلمات همقافیه با «کیلین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر