معنی کیلهراسب
7 بازدید
[ کَ لُ ] (اِخ) از جملهٔ پادشاهان کیانی است که کیقباد و کیخسرو و کیکاوس باشد. گویند چون در عصر لهراسب پادشاهی از او بزرگتر نبود کی را بر آن زیاده کردند و کی لهراسب گفتند. (برهان). نام یکی از پادشاهان سلسلهٔ کیان. (ناظم الاطباء). پادشاه کیانی، و لقب او بلخی است. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به لهراسب شود.
کلمات همقافیه با «کیلهراسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر