معنی کیقبادکلاه
5 بازدید
[ کَ / کِ قُ کُ ] (ص مرکب) که تاج و کلاهی چون کیقباد دارد. کنایه از کسی که دارای عظمت و رفعت مقام است : چونکه بهرام کیقبادکلاه تاج کیخسروی رسانده به ماه.نظامی.
کلمات همقافیه با «کیقبادکلاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر