معنی کیفشین
4 بازدید
[ کَ فَ ] (اِخ) کی پشین. بنابه قول حمزهٔ اصفهانی و مسعودی پسر کیقباد و جد کی لهراسب بوده است. (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین حاشیهٔ ص ۳۲۲). رجوع به کی پشین شود.
کلمات همقافیه با «کیفشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر