معنی کیفتن
6 بازدید
[ تَ ] (مص) عدالت کردن. || میل و رغبت داشتن. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کیفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر