معنی کیسهپرداز
4 بازدید
[ سَ / سِ پَ ] (نف مرکب) کیسه پردازنده. تهی کنندهٔ کیسه : کیسه پرداز بحر و کان کف توست که بر او خرج جاودان دارند.انوری. به دستان دوستان را کیسه پرداز به زخمه زخم دلها را شفاساز.نظامی. ندارد دخل و خرجش کیسه پرداز سوادش نیم کار ملک ابخاز.نظامی. رجوع به کیسه پرداختن شود. || باسخاوت. سخی. بخشنده. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کیسه پرداختن شود. - کیسه پرداز شدن؛ هرچه داشتن، دادن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): نیاز من چه وزن آرد بدین ساز که خورشید غنی شد کیسه پرداز. حافظ (از یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «کیسهپرداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر