معنی کیسم
6 بازدید
[ سُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش آستانه است که در شهرستان لاهیجان واقع است و ۲۱۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ کَ سَ ] (اِخ) پدر بطنی، کیاسم فرزندان او که درگذشتند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نام پدر گروهی از تازیان که منقرض شده اند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کیسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر