معنی کیسب
7 بازدید
[ کَ سَ ] (اِخ) دهی است میان ری و خوار که دهی دیگر است. (منتهی الارب). قریه ای میان ری و خوار ری. (از معجم البلدان). شاید این قریه، ایوان کی کنونی باشد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کیسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر