معنی کیزرلینگ
7 بازدید
[ کَ / کِ زِ ] (اِخ) هرمان (کنت فُن...). فیلسوف و ادیب آلمانی (۱۸۸۰ - ۱۹۴۶ م.) که سفرهایی به شرق کرد و مکتب فرزانگی را در شهر دارمشتات بنیان گذاشت. او راست: سیستم دنیا، جاویدانی، مقدمه ای بر فلسفهٔ طبیعی، یادداشتهای روزانهٔ مسافرت یک فیلسوف، روابط داخلی مسائل فرهنگی شرق و غرب. (از لاروس). او علوم طبیعی را در دانشگاههای هایدلبرگ و وین به پایان رساند و علاقهٔ عمیقی به فلسفهٔ شرق پیدا کرد و فلسفهٔ مادی غرب را با فلسفهٔ عرفانی و حکمت اشراقی به خصوص مشرق زمین مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار داد. کیزرلینگ از نازیسم انتقاد کرد و بدین سبب از تابعیت آلمان محروم گردید. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کیزرلینگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر