معنی کیزان
7 بازدید
(ع اِ) جِ کوز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جمع کوز که آبجامه ای است معروف. (آنندراج). رجوع به کوز (ع اِ) شود.
کلمات همقافیه با «کیزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر