معنی کیرخ
10 بازدید
[ رَ ] (اِ) دو تختهٔ میان پیوسته باشد و قرآن و کتاب بر آن نهند، و به عربی رحل خوانند. و به این معنی با کاف فارسی آمده است و اصح آن است. (برهان) (آنندراج). رحل و دو تختهٔ میان پیوسته که قرآن و کتاب به روی آن گذارند. (ناظم الاطباء). رجوع به گیرخ شود.
کلمات همقافیه با «کیرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر