معنی کیران
9 بازدید
(ع اِ) جِ کیر. (منتهی الارب). (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به کیر (ع اِ) شود. || جِ کور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ کور، به معنی پالان یا با ساختگی آن. (آنندراج). رجوع به کور (ع اِ) شود.(اِخ) شهری است میان تبریز و بیلقان. (منتهی الارب). شهری است میان آذربایجان بین تبریز و بیلقان. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر