معنی کیخان
9 بازدید
(ع اِ) جِ کوخ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کازه از نی و کلک و مانند آن بی روزن. (آنندراج). رجوع به کوخ شود.
کلمات همقافیه با «کیخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر