معنی کیبو
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ) مرغی است بزرگ، و آن را دینار هم می گویند، و بعضی گویند مرغکی است کوچک و رنگهای مختلف دارد و آشیانی سازد که گویی از ریسمان بافته اند و از درخت آویزان کند. (برهان) (آنندراج). در عربی «تنوط». (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کیبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر