معنی کیاسم
[ کَ سِ ] (اِخ) فرزندان کیسم که درگذشتند. (منتهی الارب). فرزندان کیسم که پدر گروهی از تازیان بود، و اکنون منقرض شده اند. (از ناظم الاطباء). رجوع به کیسم شود.
کلمات همقافیه با «کیاسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر