معنی کژین
5 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) (از: کژ MMM کج، ابریشم کم بها+ین، پسوند نسبت) کجین. از کژ. از نوع فرومایهٔ ابریشم : رخوتی که بودند ابریشمین چه از پنبه و از کتان و کژین. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۷۴). چو خاتونیی بود ابریشمین چو چتری و فوتک کلی و کژین. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۸۲). رجوع به کژ شود. || (اِ) به معنی برگستوان است و آن جامه ای باشد که در روز جنگ پوشند و بر اسب نیز پوشانند. (برهان). کژیم. (آنندراج) (ناظم الاطباء). برگستوان. (ناظم الاطباء). کجین. کجیم. رجوع به کژ شود.
کلمات همقافیه با «کژین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر