معنی کژکی
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) درمی بوده است چون توتکی و فنجی. (از فرهنگ اسدی ذیل توتکی). در عهد قاجاریه وقتی قرانهای زنجیره دار (امین السلطانی) زدند قرانهای کهنه را کشکی میگفتند و آن البته صورتی از همین کژکی بود. (یادداشت مؤلف).[ کَ ژَ ] (ص نسبی، ق) منسوب به کژک مصغر کژ. کجکی. رجوع به کجکی شود.
کلمات همقافیه با «کژکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر