معنی کژمژی
5 بازدید
[ کَ مَ ] (حامص مرکب) کجی. ناهمواری. (حاشیهٔ برهان چ معین). نامرتبی : لیک چندان زیب دارد کژمژی دندان او کان نیابی در هزاران کوکب گردون گذار. سنائی.
کلمات همقافیه با «کژمژی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژی» برای سرودن شعر