معنی کژف
5 بازدید
[ کُ ] (اِ) نقره و سیم سوخته را گویند. (آنندراج) (برهان). فضهٔ محرق. (فهرست مخزن الادویه). کزف. || قیر را نیز گفته اند و آن چیزی باشد که بر شتر گرگین مالند. (برهان) (آنندراج). کزف. قیر. (انجمن آرا). || سواد زرگری. (برهان) (آنندراج). رجوع به کزف شود.
کلمات همقافیه با «کژف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژف» برای سرودن شعر