معنی کژغان
5 بازدید
[ کَ ] (ترکی، اِ) به معنی قزغان است که دیگ طعام پزی باشد. (برهان) (آنندراج). قزقان. قازان. قازقان. (فرهنگ فارسی معین): ولی با این همه زین خوان خالی شسته به دستم که حلوای جهان پخته نگردد اندرین کژغان. امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «کژغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر