معنی کژدل
6 بازدید
[ کَ دِ ] (ص مرکب) کژخاطر. کنایه از کسی که مزاج او بر استقامت نباشد و در موزون و ناموزون فرق نکند. (آنندراج). بداندیش. بدنهاد. (ناظم الاطباء): چون صبا مجموعهٔ گل را به آب ژاله شست کژ دلم خوان گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم.حافظ. رجوع به کژخاطر شود.
کلمات همقافیه با «کژدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر