معنی کژار
6 بازدید
[ کُ ] (اِ) حوصله و چینه دان مرغ. (ناظم الاطباء). چینه دان مرغان باشد و به عربی حوصله گویند و به این معنی در فرهنگ جهانگیری با کاف و زای فارسی آمده است. اللََّه اعلم. (برهان) (آنندراج). کژاژ. شاید مبدل و مقلوب ژاغر باشد. به ضبط صحاح الفرس کژار با کاف تازی آمده با شاهد ذیل از بهرامی سرخسی : بیفکنی خورش پاک را ز بی اصلی بیاکنی به پلیدی چوماکیان تو کژار. در جهانگیری گژاژ و در رشیدی گژار آمده و بیتی بشاهد از شمس فخری نقل کرده است. (حاشیهٔ برهان چ معین). در آنندراج بیت ذیل از شمس فخری بعنوان شاهد نقل شده است اما گفتهٔ شمس فخری که خود بشاهد لغات بیت یا دو بیتی ساخته است حجت نیست : چه طائریست همایون همای همت تو که هفت چرخ ورا دانه ای بود به کژار.[ کَ ] (اِ) به معنی پاره باشد که از دریدن است. || (فعل امر) امر از کژاریدن به معنی پاره کن. (از برهان) (از آنندراج). رجوع به کژاریدن شود.
کلمات همقافیه با «کژار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر