معنی کچی
6 بازدید
[ کِ ] (اِ) اسم ترکی معز است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بز. صورتی است از گچی. رجوع به گچی شود.[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز. جلگه ای و معتدل. ۴۵۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش کوهپایهٔ شهرستان اصفهان. کوهستانی و معتدل. ۶۲۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برزاوند شهرستان اردستان. کوهستانی و معتدل. ۱۸۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «کچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر